قاطی پاتی

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به قاطی پاتی بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف قاطی پاتی این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

question_answer حقیقت تلخ زندگی من

اززور غم و غصه این زندگی لال شدم 

 نوشتنش بزرگترین کسر شانه برام 

باید این قضیرو هرجور شده تمومش کنم .

مگه من چند سال سنمه ؟؟؟چرااینهمه سختی مال منه همش ۲۲ سالمه اوج جوونی .بهترین روزای عمرم باید باشه الان ولی صد هزار حیف 

نه تومجردی خوشی داشتم نه متاهلی 

شب و روز کارم گریست 

چندین شبه خواب نمیرم تا صبح یاد خاطرات و روزهای خوشی که باهاش داشتم میفتم یاد سرنوشت شومم یاد اعتمادی که دیگه خرابشد میفتم و هزار بار بیشتر میشکنم 

درد من خیانت کردن مردیه که پای همه بدیهاش(عرق و شراب خوردنش.دست بزنش ناس انداختن لای دندوناش .بد دهن بودنش و بداخلاقیاش .رفیق باز بودنش) سوختم و ساختم و نجیبی بخرج دادم هی محبت کردم هی بخشیدم هی بهش رسیدگی کردم اخرش جوابم شد خیانت چندروزه فهمیدم داره بهم خیانت میکنه .چه دردی بالاتر ازین ؟؟؟؟؟اینکه هیچ امیدی به زندگی ندارم و دارم تصمیم میگیرم چجوری با چنگ و دندون این رابطه دربو داغونو درست کنم و یه تصمیم درست بگیرم .به پدرمادرش گفتم زنگ یکی ازشمارهایی ک توگوشیش دیده بودم زدن و یه دختر برداشت درست حدس زده بودم شوهرم تواحوالپرسی توی اس بهش گفته بود عزیزم .درصورتی که من پیام عاشقانه بهش میدم شبش میادمیگه نه زنگم بزن نه پیامم بده اوایل گریه میکردم که چرا شوهرم اینطوره .ولی وقتی دیدم تو تماسهاش روزی ۷ هشت بار به اون دختره زنگ میزنه داغون شدم له شدم هزار بار شکستم .چندروزی بود گوشیشو سایلنت میکرد پیام میداد همیشه گوشیش تو طاقچه بود ولی چند روزی همش کنار خودش میذاشت رفتارش عوضشده بود دیگه بهم محبت نمیکردیااگه میکردمن حس میکردم مث قبل نیس سرد بودنو تو نگاهش که سعی میکردمثل قدیما عاشقونه باشه دیدم و سوختم  دیگه کاراش بوی عشق نمیداد منم مشکوک شدم و تماسهاشو پیامش وقتی خواب بود چک کردم به دونفر پیام داده بود شمارشونو زدم تلگرام دیدم دخترن از عکس پروفایلشون فهمیدم و اسمشون .یکیش ساغر اونیکی هم باران .به این ساغر روزی ۷ ۸ بار زنگ میزنه .اینحرفا خیلی درد داره برام باورم نمیشه تو دوران عقد اینجور ذلیل و بدبخت شده باشم .

به امام حسین قسم نه از نظر جنسی نه عاطفی چیزی براش کم نذاشتم 

از خودشم پرسیدم‌گفتم تاحالا چیزی برات کم‌گذاشتم ؟؟؟ازم ناراضی بودی یانه ؟؟؟گفت نه تاحالا بهترین بودی برام انقدر پرم کردی که دیگه هیچ نیازی ندارم 

خیلی روزهای بد و سختی رو دارم میگذرونم عاجزانه التماس میکنم برام دعا کنید هرچی به صلاحمه پیش بیاد و زودتر همه چی تموم بشه بره.

کلمات کلیدی: بار ,تو ,زندگی ,ولی ,هزار ,یاد ,که دیگه ,هزار بار ,زنگ میزنه

clear_all آخرین مطالب این وبلاگ

clear_all آخرین ارسال ها

keyboard_arrow_up